+
نوشته شده در یکشنبه
1390/10/25ساعت 16:51 توسط اديب رشنو زاده
|
كافه ي خاطره بازي پرِ از قصه و روياست
همه ي فكرها پريشون ، بورس خاطره همينجاست
آدماش بيدارن اما
تو بيداري خواب ميبينن
چشاتو ببند و گوش كن
به صداي خسته ي من
يكيشون فكر تئاترِ طرفهاي لاله زاره
اون يكي فكرِ سكانسه آخرِ يه مشت دلاره !
يكي گيج شعر شاملو ، وسط دفتر آيدا !
يكي داغِ سينما ركس ، وقت اكرانِ گوزن ها
يكي زخميه رفاقت با يه سينه ي پر از خون
اونكه عاشقِ تو فكرِ قصه ي ليلي و مجنون
يكي فكر بوف و كورُ مرگ صادقِ هدايت !
آخ چقدر خاطره داره ، روزگارِ بي مروت
داره پيرت ميكنه
غبار سردِ خاطره
دست رو دستات گذاشتي و
شب از شبت نميگذره
چينيِ نازك رويات
پر از 100 تا تَرَكِ
كاشك ميفهميدي اين زندگي نيست
فلاش بكِ !!!
يكي فكرِ عطر بارون توي جاده ي شمالِ
اونيكي مستِ خيالِ سهراب و رستم و زالِ !
يكي تو فكرِ مصدق ، زخم 28 مرداد !
اونيكي تو فكرِ شعر ، يه شبِ مهتابِ فرهاد
يكي به يادِ عزيزش خسته از اين همه دوري
يكي فكرِ شعله هاي شبهاي 4شنبه سوري
يكي فكرِ جنگ و نفت و خاطره هاي جنوبِ
يكي خسته از توهم ، مشتشو رو ميز ميكوبه !
داره پيرت ميكنه
غبار سردِ خاطره
دست رو دستات گذاشتي و
شب از شبت نميگذره
چينيِ نازك رويات
پر از 100 تا تَرَكِ
كاشك ميفهميدي اين زندگي نيست
فلاش بكِ !!!
تنظيم : بهروز پايگان
شعر : علي كمارجي نژاد
صدا:رضا یزدانی
آلبوم:ساعت فراموشی
+
نوشته شده در جمعه
1390/08/13ساعت 22:22 توسط اديب رشنو زاده
|
کنسرت رضا یزدانی در برج میلاد

هر کی میخواد تمامی ستاره های سینما و موسیقی ایران رو یکجا ببینه کنسرت های رضا یزدانی رو از دست نده


+
نوشته شده در چهارشنبه
1390/08/11ساعت 22:36 توسط اديب رشنو زاده
|

آدم یه جاهایی مجبوره – ۳۳۱۳۲۷۹
بانوی من – ۳۳۱۳۲۸۰
بدون تو هیچم – ۳۳۱۳۲۸۱
کافه بهشت – ۳۳۱۳۲۸۲
کافه رویا – ۳۳۱۳۲۸۳
کارتن خواب – ۳۳۱۳۲۸۴
چمدون – ۳۳۱۳۲۸۵
چرا یادم نمیاد ؟ – ۳۳۱۳۲۸۶
سینما – ۳۳۱۳۲۸۷
حرفهای شخصی – ۳۳۱۳۲۸۸
کجای این دنیا – ۳۳۱۳۲۸۹
ساعت – ۳۳۱۳۲۹۰
تیمارستان – ۳۳۱۳۲۹۱
وقتی تو رفتی – ۳۳۱۳۲۹۲
%20copy.jpg)
+
نوشته شده در چهارشنبه
1390/08/11ساعت 22:16 توسط اديب رشنو زاده
|
آلبوم جدید و فوق العاده زیبای رضا یزدانی با نام ساعت فراموشی , با چهار کیفیت ...
ترانه سرایان : مهدی ایوبی ، داوود مردانی ، اندیشه فولادوند ، حسن علی شیری ، امیر جمشیدی ، علی کمارجی نژاد ، رضا یزدانی ، میثم یوسفی ، پویان بوترابی ، گلبرگ شعبانی )
( تنظیم : میلاد عدل ، بهروز پایگان ، آرش زمانیان )

MP3 128 دانلود کل آهنگ ها یکجا در یک فایل زیپ : Directlink
+
نوشته شده در سه شنبه
1390/08/10ساعت 14:18 توسط اديب رشنو زاده
|
آلبوم جدید
جدیدترین آلبوم رضا یزدانی به نام
"ساعت فراموشی" به زودی منتشر خواهد شد.
|
|
|
|
|
|
■
آهنگسازي و خوانندگي تئاتر “دادگاه جنجال برانگيز”
سال 1377
■
آهنگسازي و خوانندگي تئاتر “اگر باران بخواهد” سال
1378
■
انتشار
آلبوم “شهر دل” 1379
■
انتشار
آلبوم “پرنده بي پرنده” سال 1382
■ آهنگسازي، حضور و خوانندگي فيلم
سينمايي “حكم” به كارگرداني مسعود كيميايي
1383
■
برندهي تنديس حافظ جشن سينمايي دنياي تصوير براي
ترانهي فيلم حكم 1384
■
انتشار آلبوم
هيس سال 1385
■
خوانندهي برگزيدهي جشن وبلاگ پارسي (پرشين بلاگ
و محيط زيست) براي اجراي ترانه برج
1385
■
اجراي ترانهي دوست در جشن خانه سينماي سال 1386
آهنگساز فردين خلعتبري
■
آهنگسازي، حضور و خوانندگي فيلم سينمايي “رييس” به
كارگرداني مسعود كيميايي 1386
■
آهنگسازي و حضور و خوانندگي فيلم سينمايي “چهره به
چهره” به كارگرداني علي ژكان 1386
■
خوانندگي تيتراژ سريال “مرگ تدريجي يك رويا” به
كارگرداني فريدون جيراني و آهنگسازي كارن
همايونفر1387
■
اجراي كنسرت بزرگ يونيسف 6 شب، 17 تا 22 آبان
1387 به همراه مهران مديري، ماني رهنما و عليرضا
عصار
■
اجراي كنسرت در اريكه ايرانيان اسفند 1387
■
خوانندگي ترانه بگو تهران با
آهنگسازي فردين خلعتبري و شعر و نماهنگ رامين
فاروقي
1387
■
اجراي ترانهي بگو تهران اختتاميه جشنوارهي فيلم
شهر همراه با اركستر بزرگ، آهنگساز فردين خلعتبري
1388
■
خوانندگي و آهنگسازي ترانهي فيلم “آبي استقلالي”
سال 1388
■
برندهي تنديس حافظ جشن سينمايي دنياي تصوير براي دومين
بار براي
سريال مرگ تدريجي يك رويا 1388
■
اجراي كنسرت در اريكه ايرانيان مرداد 1388
■
خوانندگي ترانهي تيتراژ فيلم محاكمه در خيابان به
كارگرداني مسعود كيميايي 1388
■
اجراي ترانههاي برگزيده خود در جشن سينمايي
تلويزيوني (دنياي تصوير) اسفند 1388
■
اجراي كنسرت زمستان 1388 در شهر كرج
■
خوانندگي تيتراژ فيلم سينمايي “گامهاي معلق” به
كارگرداني شهرام شاهحسيني پخش سال 1388 از شبكه 3
سيما
■
بازي در نقش اصلي فيلم “طهران تهران” به كارگرداني
مشترك داريوش مهرجويي و مهدي كرمپور (اكران بهار
1389)
■
خوانندگي و نقش اصلي فيلم “اينجا تاريك نيست” به
كارگرداني محمد رضا خاكي1389
■
خوانندگي تيتراژ فيلم سينمايي “كيفر” به كارگرداني
حسن فتحي 1389
■
خوانندگي تيتراژ سريال قلب يخي با آهنگ كارن
همايونفر و شعر يغما گلرويي 1389
■
انتشار آلبوم ساعت 25 شب مهرماه 1389
■
اجرای کنسرت در برج میلاد اسفند
1389
■
اجرای ترانه در
پنجمین جشن منتقدین و نویسندگان سینمای ایران
خرداد 1390
■
اجرای ترانه هایی از
استاد نوری در اولین یادمان استاد محمد نوری
(تالار وحدت) تیر 1390
■
برندهي تنديس حافظ جشن سينمايي دنياي تصوير براي
سومین
بار براي
ترانه فیلم طهران تهران مرداد 1390 | | |
+
نوشته شده در جمعه
1390/07/22ساعت 19:20 توسط اديب رشنو زاده
|
پس از سالها انتظار شهیار دوباره سراییده و خوانده
برای حمایت از این آلبوم به آدرس فیس بوک زیر رفته و لایک کنید
http://www.facebook.com/#!/support.shahyar?sk=wall

سفارش آلبوم از ایران
سفارش آلبوم جدید شهیار قنبری از "ایران"
و همینطور آلبوم های قدیمی و کتاب "دریا در من"
دوستانی که از داخل کشور قصد تهیه آثار شاعر عزیز را دارند برای ارتباط لطفا به این پروفایل بپیوندند!(ADD کنید)
پیام شاعر جهت پیش خرید آلبوم تازه , برای عزیزانی که در خارج از کشور به سر میبرند :
به نام عشق و آزادی و ترانه ، سفر را آغاز میکنیم
در نظر داشته باشید، که زمانی نزدیک به ۱۰ تا ۱۵ روز ، برای فرستادن به
اروپا لازم است. باید در بستههای کوچک فرستاد ، چرا که هزینه ی "گمرک "
دارد.۲۵$ برای
( Regular)
که هزینه ی پست را هم در بر میگیرد. و در آینده ی نزدیک ، میتوانیم روایت ویژه ی
" کلکسیونر "ها را به همراه
(DVD+ Booklet)
به بهای ۲ برابرش ، به شما پیشکش کنیم.
PRE -ORDER : LCR 2000 : 1-949-488-7852
For SHAHYAR'S NEW ALBUM
+
نوشته شده در یکشنبه
1390/06/20ساعت 13:36 توسط اديب رشنو زاده
|
حس تازه نخستین کار رسمی محمد عبدی
خرید آلبوم در تمامی مراکز فرهنگی استان

تنظیم :کامیار خسروی
آهنگساز:امیر عرب/الیاس شیرزاد/امید جهان/ادیب رشنو
ترانه:ادیب رشنو/کامیار خسروی/مریم محمدی
ضبط:استریو راک موزیک
+
نوشته شده در دوشنبه
1390/05/31ساعت 21:1 توسط اديب رشنو زاده
|
G F G C Dm A7 Em Cقصه ی من و غم تو قصه ی گل و تگرگه ترس بی تو زنده بودن ترس لحظه های مرگه
G F G C Dm A7 Em C
ای برای باتو بودن باید از بودن گذشتن سر به بیداری گرفته ذهن خواب آلوده ی من
Am E/G
Dm C G F Am G/C G F
همیشه میون قابه خالی درهای بسته طرح اندام قشنگت پاک و رویایی نشسته
C G C Bdim7 Dm C C Bdim
کاش می شد چشام ببینن طرح اندام تو داره زنده میشه جون میگیره پا توی اتاق میزاره
G F G C Dm A7 Em C
کاش می شد صدای پاهات بپیچه تو گوش دالون طرف دالون بگرده سر آفتاب گردونامون
G F G C Dm A7 Em Cکاش می شد دوباره باغچه پر گل های تو باشه غنچه ی سفید مریم با نوازش تو واشه
Am E/G
Dm C G F Am G/C G F
کاش می شد اما نمیشه نمیشه بیای دوباره نمیشه دستات تو گلدون گلهای مریم بذاره
C Bdim7 Dm C C Bdimکاش می شد اما نمیشه این مرام روزگاره رفتنت همیشگی بود دیگه برگشتن نداره
آکوردای آبی رنگ رو با آستراک داون بزنید
+
نوشته شده در دوشنبه
1390/05/03ساعت 23:26 توسط اديب رشنو زاده
|
+
نوشته شده در شنبه
1390/04/04ساعت 17:33 توسط اديب رشنو زاده
|
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه
لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه
یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند
یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند
تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو
خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم
نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی
تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی
تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم
خداحافظ گل پونه . که بارونی نمی تونی

کاری جاودان از حمید حامی
ترانه اردلان سرفراز
آهنگساز:زنده یاد بابک بیات
دانلود
+
نوشته شده در یکشنبه
1390/03/29ساعت 0:51 توسط اديب رشنو زاده
|


ساخته اسفندیار منفرد زاده
در سابقه و تاریخچۀ ترانۀ «جمعه»، باید از فیلم «خداحافظ رفیق» ساختۀ
«امیر نادری» گفت و این واقعیت که: کنجکاوی برای شنیدن آن موسیقی و ترانۀ
متن و شعر و صدا، تنها عاملی بود که میتوانست سینماروهای آنروزگار را به
دیدن این فیلم جذب کند. فیلمی که از اولین فیلمهای نامتعارف سینمای ایران
بود با بازی هنرپیشههایی ناشناخته و نه چندان معروف.
«شهیار قنبری» در مجموعهای از ترانهسرودههای او که با نام «دریا در من» منتشر شده، در پانویس این شعر مینویسد:
«در یک عصر جمعه، ترانۀ جمعه را در خانۀ اسفندیار نوشتم. روبروی سازمان
سینما پیام. بلوار الیزابت دوم. ترانه را به امیر نادری و فیلم خداحافظ
رفیقاش، دوستانه پیشکش کردیم. روی جلد صفحۀ چهل و پنج دور، سه تصویر سپید و
سیاه از جوانیی ما. پشت جلد. دستانی چروکیده. پیر. سیاه. گرسنه. پای این
تصویر نوشتم: ـ نازنین، هدیهیی به تو که هر روزت، جمعه است. ترانۀ آمنه،
با صدای آغاسی، همزمان منتشر شد. میگفتند: جمعه بیش از آمنه گل کرده است!
جمعه، پیروزی ترانۀ نوین بود.» «منفردزاده» در همدلیای که با جریان سینمای
متفاوت و معترض داشت و از بابت قولی که داده بود ملودی و ریتم آهنگ و
ترانه را میسازد اما از آنجا که خود درگیر تعهدات دیگری است که باید به
موقع آماده کند از «محمد اوشال» از آهنگسازان خوب و مطرح آن سالها
میخواهد اجرای اینکار را تقبل کند و «امیر نادری» را نزد او میفرستند.
«محمد اوشال»، در جواب به این درخواست همکار خود، قطعهای میسازد که بیشتر
با سازهای بادی اجرا میشود. روی همین ریتم و ملودی که فضا و ضرباهنگی
نظامی دارد، «فرهاد» سرودۀ «شهیار قنبری» را میخواند. حاصل آن هر چه هست
اما به دل «امیر نادری» خوش نمینشیند. پس باز به خود «اسفندیار منفردزاده»
باز میگردد و با این انتظار که خود او کار را تمام و قولی که داده را عمل
کند. این رفت و آمدها با به پایان رسیدن صدا گذاری و دوبلۀ فیلم بیشتر و
فشردهتر میشود. تا آخر شبی از روزی که دیگر خلق همه از این به تاخیر و
تعویق افتادنها تنگ شده و کار دارد به رنجیدگی خاطر و آزردگی دل میکشد،
«منفردزاده» سر راه به رستورانی که «فرهاد» شبها در آنجا میخواند میرود.
ساعتی به انتظار تمام شدن نوبت خواندن فرهاد مینشیند و ساعت سه بامداد او
را به همراه «شهبال شبپره» یکی از اعضای گروه «بلککتز» که «فرهاد»
خوانندۀ آن است برمیدارد و از «رستوران کوچینی» در حوالی «بلوار الیزابت»
راه به راه میرانند تا برسند به «استودیو طنین» در خیابان «ثریا» کوچۀ
«رامسر». آنموقع از شب، استودیو آزاد است. «محمد اوشال» برای کاری شخصی
هنوز آنجاست؛ «ناصر غواص» از جوانان علاقهمندی که کارهای نیستند ولی
معمولا همان دور و برها هستند هم دم دست است. دیروقت است و چیزی به پگاه
نمانده، قبل از اینکه «فرهاد» از پا در بیاید و به خواب بیفتد باید کار را
تمام کرد. پس «شهبال شبپره» پشت درام مینشیند و «محمد اوشال» روی کلیدهای
پیانو خم میشود و گیتار هم که دست خود «فرهاد» است. «اسفندیار منفردزاده»
یکبار ملودی را با سوت میزند و زمزمه میکند. «شهرام غواص» را صدا
میزنند که بیاید «سوت» را بزند. میآید. میزند و پشتبندش «فرهاد»
میخواند. کل کار و اجرا در یک برداشت ـ بدون تکرار دوباره ـ ضبط و تمام
میشود. ساعتی بعد که پگاه سر میزند، ترانۀ «جمعه» متولد شده است. «جمعه»
با صدای «فرهاد»، بیهیچ چشمداشت مادی، و صرفا در جهت حمایت از «امیر
نادری»، و فیلم «خداحافظ رفیق»، به او هدیه میشود. این ترانه کمی بعدتر با
صدای «گوگوش» هم اجرا شد و به بازار آمد. ولی اجرای «جمعه» با صدای فرهاد
که تلخ میخواند بیشتر مورد قبول افتاد و ماندگار شد. او با صدای خود، این
ترانه را به یاد و خاطرۀ نسل و زمانۀ ما پیوند زد. هفت سال بعد از انتشار
این ترانه، بار دیگر جمعهای دیگر در تاریخ مبارزات مردمی ایران، رخت عزا
تن میکند و سیاهپوش میشود. جمعهای که هفدهم شهریور ماه سال پنجاه و هفت
است. هنوز روزی از وقوع این کشتار نگذشته که نسخۀ دوم ترانۀ «جمعه» در
تنظیم و اجرایی تازه، با ریتمی نظامی و تمی کوبنده به بازار میآید.
«اسفندیار منفردزاده»، در اجرای صدای چکشواری که در شروع نمونۀ بازخوانی
شدۀ این ترانه میشنویم؛ از کوبش ضربههای بر هم دو پاره سنگ، و در ادامه
از صدای «اسفندیار قرهباغی»، خوانندۀ سرود مشهور «ای ایران»، برای بخش
کورال و همسرایی بهره گرفته بود و «فرهاد» که اینبار آنرا با حس و حالی
متفاوت از اجرای اول میخواند. این اجرای تازه با نام «جمعه برای جمعه»، در
همدلی با واقعۀ جمعۀ سیاه 17 شهریور منتشر شد و بعد از واقعۀ «سیاهکل»
پیوندی همیشه با آن رویداد تاریخی نیز دارد.
+
نوشته شده در دوشنبه
1390/03/09ساعت 0:8 توسط اديب رشنو زاده
|


واروژ هاخباندیان» ملقب به «واروژان» در خانوادهای ارمنی
متولد شد. در دو سالگی مادرش را از دست داد. بعد از اتمام تحصیلات
مقدماتی، وارد مدرسه عالی موسیقی تهران شد و زیر نظر آموزگارانی چون: روبن،
گریگوریان و لودویم هاول موسیقی را فرا گرفت. پس از پایان این دوره، با بورسیهای که از رادیو و تلویزیون آن سالها گرفت، راهی آمریکا شد.
«واروژان» در آمریکا مشغول به تحصیل در رشتهٔ «آرانژمان موسیقی و تنظیم آهنگ» شد و در سال ۴۳ به ایران بازگشت. بورسیهٔ رادیو و تلویزیون، تعهد خدمت در یکی از شهرهای جنوبی را برایش ارمغان داشت. بعد از گذراندن تعهدش، به تهران بازگشت. در سالهای ابتدایی دههٔ پنجاه، ذائقهٔ موسیقی روز ایران کمکم به سمت موسیقی پاپ تمایل پیدا کرد و «واروژان» فردی بیرقیب در این نوع موسیقی گردید. وی چه با ساخت پاریس و چه تنظیم آثار دیگران، صاحب شناسنامهای پربار در این حیطه شد.
در سال ۱۳۴۷ برای اولین بار برای فیلم «جهنم سفید» به کارگردانی ساموئل خاجاکیان موسیقی نوشت. علاقهاش به حیطه موسیقی فیلم باعث شد که این کار را به صورت حرفهای ادامه دهد. در ادامه این تجربیات در فیلم حسن کچل ساختهٔ علی حاتمی (۱۳۵۰) که به عنوان اولین سینمای ایران شناخته شده، همراه با بابک افشار پرویز اتابکی و موسیقی متن این اثر را خلق کرد. در این فیلم عهدیه، کوروس سرهنگ زاده مهتاب، سوسن و افشین آواز خواندند.
«واروژان» برای اولین بار روی ترانهٔ «بدرود» ایرج جنتی عطایی و صدای ویگن، ملودی ساخت و آن را تنظیم کرد.
او کار خود را با انجام تنظیم آهنگهایی برای رادیو آغاز کردو سپس برای
ساخت آهنگ برای یکی از برنامههای تلویزیون «زنگولهها» (کشف صداهای تازه
در تلویزیون) انتخاب شد. این آغاز کار واروژان در ترانه بود. یکی از اولین آثار او ترانه قصه دو ماهی از ترانههای شهیار قنبری با صدای گوگوش
بود که اولین ترانه موسیقی نوین ایران لقب گرفت. این همکاری ادامه پیدا
کرد و روز به روز بر تعداد ترانهسرایان و آواز خوانانی که می خواستند با
او همکاری کنند بیشتر میشد.
کارنامه هنری
فعالیتهای درخشان او با گوگوش و شهیار قنبری
معجزه آفرید. این همکاری منجر به ساخت ترا نهٔ «حرف» گردید . ترانهای که
عنوان بهترین آهنگساز سال را در سال ۱۳۵۴ برای او به ارمغان آورد. در همان
سال نیز جایزهٔ پنجمین جشنوارهٔ سپاس را برای ساخت موسیقی فیلم کندو فریدون گله از آن خود کرد.
در جشنوارهٔ موسیقی آتن در یونان برای ترانه دهکدهٔ کوچک من مدال و
تقدیر نامهای کسب کرد. این ترانه را شهیار قنبری سروده بود و ضیااجرا کرده
بود. همچنین جایزهٔ بهترین آهنگساز پنجمین دورهٔ جشنوارهٔ سپاس را برای
آهنگ سازی فیلم صبح روز چهارم کامران مصطفوی از آن خود کرد. اما در مراسم حضور پیدا نکرد چرا که از مصاحبه و عکس انداختن بیزار بود.
واروژان با تعدادی از آوازخوانان جوان دوران پیش از انقلاب کار کرد و
شاید برای بعضی از آنان بهترین آثار دوران کاریشان را خلق کرد. او به خوبی
جنس، توان ونوع صدای تمام کسانی که با آنان کار میکرد را میشناخت و
بهترین و زیباترین و لطیفترین آهنگ و تنظیمی را که ممکن بود برای آنها در
نظر میگرفت. او همچنین سالها رهبر گروه کر ارامنه تهران بود.
درگذشت
واروژان در شهریورماه سال ۱۳۵۶، در حال ضبط موسیقی فیلم «بر فراز آسمانها»، سکته کرد و روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۵۶ بعد از ده روز بستری بودن در بیمارستان جم تهران در سن ۴۲ سالگی درگذشت و یک روز بعد در گورستان ارامنه خاوران به خاک سپرده شد...
فیلمهای سینمایی
مجموعه تلویزیونی
مشهورترین ترانهها
- بوی خوب گندم (داریوش)
- هفته خاکستری (فرهاد)
- حرف (گوگوش)
- شام آخر (ستار)
- پل (گوگوش)
- برادر جان (داریوش)
- کندو (ابی)
- باور کن (گوگوش)
- فصل تازه (گوگوش)
- شب زده (ابی)
- گهواره (گوگوش)
- همسفر (گوگوش)
+
نوشته شده در یکشنبه
1390/03/08ساعت 16:55 توسط اديب رشنو زاده
|
کنسرت گروه شور روزهای پنجشنبه و جمعه 5و6 خرداد ساعت 20 در
سالن الغدیر فرمانداری الشتر
بخش اول
تکنوازی(مجتبی حسنوند)
بخش دوم
آواز اصفهان
1-مقدمه آواز اصفهان(مجتبی حسنوند)پ2-از عمق جان(بداهه نوازی گروهی)
2-از عمق جان(بداهه نوازی گروهی)
3-سوز و گدازو جامه داران(مجتبی حسنوند-امیرحسین حقیقی)
4-عشاق(تکنواز:مجتبی حسنوند)
5-ضربی عشاق(گروهی)ساخته مجتبی حسنوندو امیر حسین حقیقی
6-فرود به ابوعطا
7-درآمد ابو عطا
8-چهار مضراب ابو عطا(گروهی)ساخته مجتبی حسنوند و امیر حسین حقیقی
9-حجاز(تکنواز:مجتبی حسنوند)
10-فرود به نوا
11-درآمد نوا-کرشمه-نغمه نهضت نیشابورک
12-چهار مضراب نوا (گروهی)ساخته استاد ابوالحسن خان صبا
13-اسمر اسمر (براساس آهنگ کردی) ساخته حسین علیزاده
صدابردار:سیامک سلاطی
+
نوشته شده در جمعه
1390/03/06ساعت 0:32 توسط اديب رشنو زاده
|
ضبط:استریو انوش
۱-قاب عکس
۲- بغض
۳-درد دوری
ترانه/ آهنگ/گیتار:ادیب رشنو
کمانچه:مهدی نصیر زاده
دانلود
۴- بی اراده
۵-من و تو
تنظیم و سنتور:ابوذر حسنوند
کمانچه :مهدی نصیر زاده
گیتار : ادیب رشنو
۶-گم کرده
ترانه و آهنگ:ادیب رشنو
۷-عرش خدا
۸-با من بمون
ترانه و آهنگ:ادیب رشنو
دکلمه:انوشیروان فاضل نژاد
۹-پرنده
تنظیم :مهدی نصیر زاده
سنتور :ابوذر حسنوند
کمانچه و تومبا :مهدی نصیر زاده
۱۰-بی وفا
لینک دانلود ها بزودی..................
+
نوشته شده در شنبه
1390/02/24ساعت 14:13 توسط اديب رشنو زاده
|

بابک بیات (۱۳۲۵ تهران - ۵ آذر ۱۳۸۵، تهران) آهنگساز موسیقی فیلم و ترانههای ایرانی.
بابک بیات به آموزش خوانندگان زیادی از جمله محمد اصفهانی شادمهر عقیلی-علیرضا عصار- حامی - مانی رهنما - نیما مسیحا و... پرداخت. گفتنی است آخرین شاگرد او که تا آخرین روزهای عمرش با او بود جوانی ساروی به نام شروین شریعت بود که نتیجه همراهی با بیات آلبوم غزل او بود که در شرف انتشار است .
بابک بیات در سال ۱۳۲۵ در شهر تهران به دنیا آمد.از سن ۱۹ سالگی در اپرای تهران و زیر نظر خانم اولین باغچهبان، آقای ثمین باغچه بان و نصرت الله زابلی با موسیقی کلاسیک و جهانی آشنا شد و در حدود پنج سال همکاری خود را با این اپرا ادامه داد.بعد از آن با محمد اوشال آهنگساز و رهبر ارکستر جاز فولکوریک دوستی عمیقی پیدا کرد که این دوستی به ادامه هارمونی و آکومپانی مان و فراگیری دیگر اشتیاقات موسیقایی بیات منجر شد.ایرج جنتی عطایی شاعر و ترانه سرا و نمایشنامه نویس که از دوران کودکی تا قبل از انقلاب با بابک بیات همگام با هم موسیقی ترانه را ادامه دادند، در زندگی بیات و خانواده اش بسیار موثر بود، که این دوستی به ساخت ترانههای بسیاری از جمله : غریبه، جنگل، بن بست، خونه، فریاد زیر آب، على کنکورى، تپش، خاتون، سایه، خورجین (بانوى شرقى)، فصل بد خاکسترى (روح بزرگوار)، سقف، هیچ کسى مثل تو نبود، طلایه دار (اى بزرگ موندنى) و بسیارى ترانه هاى دیگر منجر شد.
بابک بیات موسیقی فیلم را با فیلم غریبه که با همراهی واروژان ساخته شد، شروع کرد.بعد از فیلم غریبه، بیات موسیقی فیلمهای :
خوشید در مرداب، شب آفتابی ( با ترانه عروسک قصه من)، برهنه تا ظهر با سرعت، فریاد زیر آب، سریال چنگک و بسیاری موسیقی بیلمهای دیگر را ساخت.
بعد از پیروزی انقلاب بابک بیات فعالیت موسیقی را در شرکت ابتکار، همراه با دوستش ابراهیم زال زاده و با کاست قاصدک، زندگی نامه صمد بهرنگی و بصورت ترانههای کودکانه خانم سیمین غدیری آغاز نمود.پس از آن کاست خروس زری پیرهن پری را به همراه احمد شاملو و کاستهای سکوت سرشار از ناگفته هاست و چیدن سپیده دم را با صدای احمد شاملو موسیقی ساخت.
بابک بیات موسیقی فیلم را در بعد از انقلاب با فیلم مرگ یزد گرد ساخته بهرام بیضایی شروع کرد و در سال ۱۳۶۲ موسیقی فیلمهای نقطه ضعف و ریشه در خون را ساخت و در سالهای بعد برای فیلمهای شاید وقتی دیگر و مسافران ساختههای بهرام بیضایی، سریال سلطان و شبان، کشتی آنجلیکا، عروس، پرده آخر، طلسم، مرسدس، جهان پهلوان تختی، دستهای آلوده، اتوبوس، قرمز، دو زن، شیدا و در حدود ۹۰ فیلم سینمایی موسیقی نوشته است و آخرین سریالی که وی برای آن موسیقی ساخته است سریال ولایت عشق است.
بابک بیات در سال ۱۳۶۹ پس از چند بار کاندید بودن برای موسیقی فیلم بالاخره این سال وقتی که از پنج کاندید موسیقی فیلم سه بار نام او را اعلام کردند جایزه سیمرغ بلورین فجر را برای فیلم عروس دریافت کرد.همچنین در سال ۱۳۷۵ وقتی که از بین چهار کاندید دو بار نامش اعلام شد، مجددا سیمرغ بلورین را دریافت نمود.در خانه سینما برای فیلم ساحره جایزه اول موسیقی فیلم را دریافت کرد.در جشن گزارش فیلم جایزه بهترین آهنگسازی را برای صد سالگی سینما از آن خود کرد.
در سال ۱۳۸۱ در مراسمی که در شیراز برگزار شد از بابک بیات و چهار هنرمند بزرگ دیگر ایران تقدیر به عمل آمد.همچنین در همین سال و در مراسمی دیگر از بابک بیات به خاطر یک عمر تلاش در زمینه ترانه ایران تقدید شد که در این مراسم پیامهایی از ایرج جنتی عطایی، بهرام بیضایی و... قرائت گردید.
از دیگر فعالیتهایی بابک بیات در این سالها ساخت قطعه کرال و ارکسترال "سرزمین خورشید" بود، که در سال ۱۳۷۶ توسط ارکستر سمفونیک تهران و به رهبری استاد "فریدون ناصری" اجرا شد.
بابک بیات در کنار ساخت موسیقی، حدود هشت سال است که در دانشگاههای تهران مشغول به کار بوده و موسیقی فیلم تدریس می کند.
بابک بیات همیشه از دوستانش مانند محمد اوشال، ایرج جنتی عطایی، خسرو شریف پور و مهندس فریدون حمیدی و ... که مشوق او بودند یاد می کند.از دوستیش با ایرج جنتی عطایی و خاطراتشان، از سفرش با احمد شاملو به کشور سوئد که موسیقی اش صدای شاملو را در شبهای شعر در کنسرت هوست و چند جای دیگر که به چند ماه انجامید همراهی می کرد، و از خاطراتش با نصرت رحمانی:
"زندگی بازیست، ما خود صحنه می سازیم تا بازیگر بازیچههای دیگران باشیم، وای زین برد روان فرسای، من بازیگر بازیچههای دیگران بودم، گرچه می دانستم این افسانه را از پیش، زندگی بازیست."
وزمزمه میکند شاملو را که:
"همه لرزش دست و دلم، از آن بود که عشق پناهی گردد، پروازی نه گریزگاهی گردد، آی عشق آی عشق چهره آبیت پیدا نیست."
از شفیعی کدکنی می گوید.از ایرج جنتی عطایی می گوید و از پرسههای در کوچه پس کوچههای جنوب شهر تهران.از سینما رفتنهای ساعت ۱۱ صبح و سینما نیاگارا.از اسفندیار منفرد زاده و و دوستیهای قدیمی و از ملودیهای او که از بچه تهران قدیم صحبت میکند.از جمعه، از رضا موتوری، فرهاد مهراد و شهیار قنبری.از واروژان، از محمد اوشال و رفاقتهایشان که حتی بلندای بلندترین سپیدارها هم به اندازه آن نیست.از بهرام بیضایی و استادی و احاطه اش در موسیقی فیلمی که قرار است برایش نوشته شود.از احمد شاملو و همسرش آیدای مهربان.
بابک به زندگی گذشته خود می بالد واز بیان آن ترسی ندارد.از محلههای جنوب شهر تهران و از آشنایی با ایرج جنتی عطایی در همین محله ها.سرآسیاب دولاب، خیابان شهباز، شکوفه، کرمان، و آن همه خاطره از خانه محقری که حتی کوچکترین صدایی به گوش همسایهها میرسید و آغاز آهنگسازیش از همین خانه محقر ۴۸ متری بود.و خاطرات شیرین زندگی گذشته اش با پدر و مادر و دو برادرش که سراسر تعریف از عاطفه و مهربانی و فداکاری والدینش برای او بود.زمزمه کردن هنگام رفتن به دبیرستان با کفش سوراخ و ساختن ملودی تازه، در حالی که سرمای طاقت فرسا از سوراخ کفش تمام وجودش را فرا گرفته بود.میدان ژاله، چهارراه آبسردار و راه مدرسه و پدرش که دوست داشت او یک ورزشکار شده و به دانشگاه افسری برود و زندگی نطامی را شروع کند.اما او با این تفکر پدر جنگید و موسیقی را دنبال کرد و به همین دلیل بدون حمایت پدر راه خود را ادامه داد.
در زندگی بابک مرگ پسرش بسیار اثر گذار بود.پسرش "مانی" که ده سال از بهترین دوران زندگی بابک را با او گذراند و تنها یک کودک سرمایه ذهنی یک پدر بود و شاید هم آن کودک، پدر بابک بود که خود را برای بابک ده ساله کرده بود.و بعد بزرگوارانه و ساکت و عمیق، با فریادهایی از درونش مرد و بابک را به دنبال خود برد، که بابک موسیقی اش را بسازد و نزد زندگان بماند.او بسان عشق "ارف ئوس" رفت و بابک بسان "ارف ئوس" آنقدر نواخت، نواخت که خداوند پس از چهار سال کودکش را به او برگرداند.و این کودک نامش "بامداد" است، و خدا معجزه ای کرد و در کنار "بامداد"، "باربد" را هم به بابک هدیه کرد. بابک همیشه از دخترش "غزل" که در آینده نزدیک از هنرمندان نقاش خواهد شد و دو پسرش "باربد" و "بامداد" که موسیقی را دنبال میکنند، رضایتمندانه صحبت می کند. و از همسرش که همیشه و در همه حال آرامش او را فراهم کرده است.
آثار در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه
1390/01/20ساعت 15:23 توسط اديب رشنو زاده
|
تنظیم : شهاب عباسی
آهنگساز :ادیب رشنو زاده
ضبط :استریو انوش
تدوین:انوشیروان فاضل نژاد
دانلود
این آهنگ باز خوانی آهنگ گل گلدومن من با صدای سیمین غانم میباشد
+
نوشته شده در شنبه
1389/10/11ساعت 21:36 توسط اديب رشنو زاده
|
ضبط:استریو انوش
تدوین : انوشیروان فاضل نژاد
ترانه و آهنگ : ادیب رشنو زاده
دانلود
+
نوشته شده در پنجشنبه
1389/09/18ساعت 16:16 توسط اديب رشنو زاده
دانلود آلبوم بی کلام گیتار(ادیب رشنو زاده)
آستوریاس
از قطعات تکنیکی دوره رمانتیک محسوب می شود که توسط ایساک آلبینیز در فرم
پرلود در می مینور و برای پیانو ساخته شده است.
ایزاک آلبنیس (Isaac Albeniz – 1860-1909) آهنگساز و نوازند پیانو اهل
اسپانیا می باشد. وی بویژه بخاطر آثارش برای پیانو که الهام گرفته از
موسیقی محلی اسپانیا است شهرت دارد
آلبینیز برای ساخت قطعات خود از دستگاه های موسیقی اسپانیایی نیز بهره می
گرفت. چنانچه برای ساخت این قطعه از دستگاه گرانادیس استفاده کرده است.
همانطور که گفته شد این قطعه ابتدا برای پیانو ساخته شد ولی اکنون بیشتر
اجرای گیتار آن مشهور است.
قطعه با نت می سیم پنجم شروع می شود و نت سی به صورت پدال تا آخر قطعه
تکرار می شود.
دانلود
مالاگوئنا
یکی از دستگاه های اسپانیش برای گیتار فلامنکو است.
نام این دستگاه از شهر مالاگا (اسپانیا) گرفته شده است.
علاوه بر این مالاگینیا یکی از فرم های مورد استفاده در برخی سوئیت ها می
باشد.این قطعه با آوازی در ابتدا و قسمت ریتمیک پس از آن اجرا می شود. این
دستگاه مانند معمول دستگاه های اسپانیایی در مد فریژین و با ریتم 3/4 اجرا
می شود.
این قطعه با آوازی در ابتدا و قسمت ریتمیک پس از آن اجرا می شود.
این دستگاه مانند معمول دستگاه های اسپانیایی در مد فریژین و با ریتم 3/4
اجرا می شود.
در موسیقی فلامنکو اغلب درجه سوم مد به شکل بزرگ شده پس از آن اجرا شده.
(سل نیم پرده زیرتر می شود) که در نتیجه در هارمونی آن آکورد می ماژور
ایجاد می شود.
چنانچه در ابتدای قسمت ریتمیک قطعه نت های می سل# سی تکرار می شوند.
این قطعه در ریتم 6/8 و از قطعات ایرانی مورد علاقه نوازندگان گیتار است که
در اصل برای اجرا با خواننده ساخته شده. این آهنگ برای تنظیم گیتار
کلاسیک است.
قطعه اول در ر مینور است که در هر دو تنظیم، از آرپژهای رفت و برگشت و
ترمولو استفاده شده که هر دو از تکنیک هایی هستند که به زیبایی با گیتار
قابل اجرا می باشند.
دانلود گل و تگرگ
این قطعه در ریتم 6/8 و از قطعات ایرانی مورد علاقه نوازندگان گیتار است
که در اصل برای اجرا با خواننده ساخته شده. این آهنگ برای تنظیم گیتار
کلاسیک است.
این قطعه در دو ماژور است که در آن از آرپژهای رفت و برگشت و ترمولو
استفاده شده که هر دو از تکنیک هایی هستند که به زیبایی با گیتار قابل اجرا
می باشند.
دانلودتنظیم کلیه کارها از استاد شهرام فقیهی میباشد
این آلبوم هنوز تکمیل نشده و در آینده نه چندان دورکامل خواهد شد
ضبط:استریو سل خرم آباد
نوازنده:ادیب رشنو زاده
+
نوشته شده در چهارشنبه
1389/08/05ساعت 19:39 توسط اديب رشنو زاده
|
دانلود آهنگ همسفر با صدای خودم(ادیب رشنو زاده)

آهنگساز:محمد دالوند
شعر : ادیب رشنو زاده
ضبط:استریو سل خرم آباد
نوازندگان
گیتار کلاسیک:ادیب رشنو زاده
گیتار الکتریک:محمد جهانگیری
جاز:سهیل یاوری
تومبا:اشکان ملکشاهی
پیانو:سارا محمدی
poizone:صابر احمدی
دانلود
لینک دانلود
http://rapidshare.com/files/418095073/HAMSAFAR_.mp3
+
نوشته شده در پنجشنبه
1389/06/18ساعت 22:21 توسط اديب رشنو زاده
|

آکورد صدایم کن از فرامرز اصلانی به درخواست یکی از دوستان
گام می مینور ریتم 4/4
Am Em
صدایم کن صدایم کن صدای تو ترانه است
Em
نفس های تو در گوشم کلامی عاشقانه است
Am
اگر از بودن و ماندن بدون عشق دلگیرم
Em D
صدایم کن به آوازی که من بی عشق می میرم
c B
اگر خوابم اگر بیدار
c B
اگر مستم اگر هوشیار
Em
صدایم کن در آغوشت نگاهم دار
Em B C B C B
کویرم من اگر گلزار اگر هیچم اگر بسیار صدایم کن در آغوشت نگاهم دار
+
نوشته شده در پنجشنبه
1389/05/14ساعت 13:14 توسط اديب رشنو زاده
|
بعد از مدت ها انتظار جامعه موسیقی ، آلبوم متفاوت باید به تو برگردم استاد خودم (خشایار اعتمادی) از بانیان موسیقی پاپ ایران بعد از انقلاب از طرف اسپانسر خشایار(مرسدس بنز )به بازار اومد. البته این آلبوم به صورت سفارشی از طرف خود خشایار به دستم رسید. به خاطر من هم که شده حتما دانلود کنید

کل آلبوم در یک فایل زیپ با کیفیت 128
کیفیت MP3 128
+
نوشته شده در چهارشنبه
1389/05/06ساعت 0:12 توسط اديب رشنو زاده
|

هنگامه در لاهيجان-ايران متولد شد.او به همراه خانواده و خواهر بزرگترش از سه سالگي به تهران آمدند. از همان دوران كودكي او هيجان و شوق زيادي در خوانندگي و نمايش داشت كه پدرش اولين كسي بودكه اين شوق و هيجان را آشكار كرد. عشق بي پايان و حمايت پدرش سبب تقويت مراحل اوليه ي زندگي هنگامه به صورت نسبتا آشكاري شد و او را براي شركت در كلاس هاي موسيقي به همراه تعدادي از استادان موسيقي كلاسيك فارسي تشويق كرد. مهارت او در نواختن ني و فلوت سبب شد تا پدرش براي يادگيري مد هاي موسيقي كلاسيك فارسي "رديف" اعتقاد پيدا كند و شالوده ي علمي او به صورت موثري پيشرفت كند همانند خودش كه به اين سبك موسيقي بسيار علاقه مند و باسواد است . هنگامه از حمايت خانواده و دوستانش ،همانطور كه بزرگ مي شد ،لذت مي برد. او در سراسر دوران تحصيلي اش درتعداد متعددي مسابقات ناحه اي و محلي شركت كرد و هميشه در زمره ي بي نظيران بود . او همواره بعد از پايان تحصيلش آرزو داشت خواننده اي حرفه اي شود، اما اين آرزو بعد از تغييرات تحميل شده توسط دولت جمهوري اسلامي نمي توانست به حقيقت بپيوندد. بعد از پايان دوره ي دبيرستان ، هنگامه ازدواج كرده و صاحب فرزند دختري شد ،اما هرگز تصور درباره ي آرزوي زندگي خود را كه خواننده شده بود ، فراموش نكرد. سر انجام هنگامه به اين نتيجه رسد كه براي رسيدن به آرزويش ، راهي به جز تركوطن و مهاجرت به خارج را ندارد.
در سال 1992، هنگامه به وانكوور ، كانادا به همراه همسر و دخترش مهاجرت كرد . در وانكوور در ابتدا
او علي الهي(نوازنده ي رديف مضراب پيانو) و فريدون (خواننده) را ملاقات كرد كه توسط آن ها به
كامران(خواننده) و رامين زماني(نويسنده ي متن موسيقي و توليد كننده) ، معرفي شد. در سال1995،
هنگامه، فريدون و كامران كار خود را با رامين زماني با تلاش و جديت آغاز كردند . آن ها اولين كار خود را
با نام « ايرانم » توليد كردند كه در دوره ي بيار كوتاهي طرفداران بسياري به دست آوردند. محبوبيت آن
ها در حال حاضر فراتر از وانكوور توسعه پيدا كرده است و جمعيت ايراني بسياري در لس آنجلس به
صورت ناگهاني به استعداد و ذوق آن ها علاقه مند شدند.
با فرصت هاي پيش روي در سرزمين لس آنجلس، هر يك از سه خواننده شروع به دنبال كردن زندگي
شخصي خود شدند . با اين وجود هنگامه ، با بسياري از توليد كنندگان در تماس بود . او عضو وفادار رامين زماني باقي ماند كه تاثير زيادي در خط مشي موسيقي او داشت . آلبوم« براي ديدن تو» حاصل پنج سال تلاش مداوم بود كه توسط ميليون ها نفر در سراسر جهان مورد استقبال قرار گرفت . اين علاقه ي شديد و طرفداران وفادار زمينه را براي انتشار دومين آلبوم به نام « ارتش صلح » را فراهم كردند . آلبوم جديد بدون شك فصل جديدي را در خط مشي خوانندگي هنگامه باز كرد .آرزوي سال هاي گذشته هم اكنون به واقعيت تبديل شده است
خود من از طرفدارای دو آتیشه این خواننده ی فوق حرفه ای و متفاوت موسیقی پاپ ایرانم
+
نوشته شده در چهارشنبه
1389/05/06ساعت 0:3 توسط اديب رشنو زاده
|
شهیار قنبری در 6 مرداد ماه سال 1329 در تهران متولد شد . پدرش حمید قنبری هنر پیشه تئاتر ، خواننده و دوبلر معروف صدای جری لوئیس بود
شهيار قنبري ترانه سرايي را از پانزده سالگي آغاز کرده است. وي در دهه 60 به انگليس سفر کرده ودر سال 1968 در گروهاي موسيقي پاپ شرکت مي کند.در تظاهرات اعتراض به جنگ ويتنام ، سال 1968 در لندن شرکت کرده و از آن پس بي ترديد ترانه سرايي را بر مي گزيند
پس از بازگشت به ايران کارش را با نوشتن براي هفته نامه هاي مختلف و خبرنگاري آغاز کرد و در عين حال براي راديو تهران برنامه ي آواي موسيقي (پيرامون rock and roll وpop ) تهيه کرد. فعاليت وي در تلويزيون با گويندگي و ترانه نويسي براي برنامه ي تلويزيوني زنگوله ها (کشف صداهاي تازه در تلويزيون) در کنار شادروان واروژان ، پرويز اتابکي ، بابک افشار ، اسفنديار منفردزاده ، ايرج جنتي عطايي ، تورج نگهبان و منوچهرسخايي تهيه کننده ي آن برنامه آغاز شد.
شروع فعاليت ترانه سرايي او در سال ١٣٤٨يعني در هجده سالگي با ترانه ي ستاره آي ستاره و ديگه اشکم واسه من ناز مي کنه با صداي گوگوش در استوديو طنين بود.در نوزده سالگي فعاليتش را گسترش داد و ترانه هاي بسياري را براي گوگوش داريوش، ابي ، فرهاد و خواننده هاي مشهور آن زمان سرود که قصه ي دو ماهي ، بوي خوب گندم ، مرد تنها، قصه بره وگرگ، حرف ، نفس،هجرت، جمعه، هفته خاکستري،نياز، سقوط ، هميشه غايب، نفرين نامه،نجواها،آوار و اگه بموني از آن جمله اند.شهيار در ايران پيش از انقلاب نخستين مجموعه شعر خواني خود به نام "يک دهان آواز سرخ " را منتشر کرد.
(( حلوا را عشق است ))
نوشته ي : شهيار قنبري
در ولايت ما رسم نيست به آدم زنده ** جايزه بدهند
كه فيل اگر بميرد صد تومان مي ارزد ! زنده اش جريمه دارد ** مجازات دارد ** تركه دارد و يك تومان هم نمي ارزد
براي كسي شدن ** براي اسطوره شدن ** به جايزه رسيدن ** شب بزرگداشت داشتن بايد مرد
كه اين جماعت خوش گريه ** حلواي نذري دوست مي دارد
هميشه سياه پوش است و عاشق مجلس ختم زنانه مردانه
با اين همه اما ** وقتي شاعر بزرگ اش مي ميرد به گورستان نمي رود چرا كه كار واجب تري دارد
پس اين خيل عزا شيدا ** زيبايي آفرينانش را دوست نمي دارد
شاعران اش وقتي كه زنده اند ** گرسنه اند وقتي هم كه مي ميرند كسي برايشان حلوا نمي پزد
غيبت عشق ** درد مشترك ماست يا بايد بگويم بي دردي مشترك ماست
پيش از مرگ براي سهراب شهيد ثالث فيلم ساز بزرگ مان ** شب بزرگداشت گرفتيم يعني به زور سالن يك سينماي كوچك را پر كرديم
نسخه هاي ويديويي طبيعت بي جان و يك اتفاق سادهاش را هم براي فروش چيده بوديم كه جماعت خوش گريه با احترام از كنارشان رد شدند
وقتي جسدش را دو روز پس از مرگ يافتند ** فهميدند كه تلفن اش براي چند روز قطع بوده است
رسانه هاي ديداري و شنيداري ما اما ** دوباره مثل هميشه غايب بودند چرا كه كارهاي واجب تري داشتند
بايد پرچم فروخت ** خاك وطن فروخت ** انشاهاي ميهني خواند و بغض كرد
بايد پاي روضه ي برادر هخا سينه زد ** براي رمالان و جادوگراني كه با انرژي درماني از راه دور بواسير و روماتيزم را ريشه كن مي كنند مشتري پيدا كرد
برادر پرورنده را در مقام اسپانسر بر سر سٿره نشاند تا امت هميشه در صحنه به دست بوسش بشتابند و حبه قند آغشته به آب دهان آن حضرت را بر زبان بگذارند و شفا يابند
رسانه هاي تبعيدي كارهاي واجب تري دارند از اين دست
همين است كه در اين يكي دو سال گذشته ** خبر اهداي دكتراي افتخاري به چند هنرمند و روزنامه نگار با ارزش و خوش كارنامه ** به چشم شان خبر مهمي نبوده است
دانشگاهي در جنوب كاليفرنيا با اين ٿكر ناب به ميدان مي آيد تا شايد اين دايره ي جهنمي شكسته شود ** دايره ي حلوا خوران ** مرده پرستان ** عزا شيدايان
پيش از اين عزيزاني چون حسن شهباز ** بهروز وثوقي ** مهدي ذكايي ** هوشنگ توزيع و چند عزيز ديگر را به جاي فرستادن به اتاق شكنجه ** به روي صحنه فرا خواندند كه بگويند : زيبايي تان را مي بينيم و مي ستاييم ** كار نامه تان پيش روي ماست به خاطر نمره نمره اش گل سرخي به جانب تان پرتاب مي كنيم
اين دكتراي افتخاري ** يك سبد گل است براي تاب آوردن اين سفر دشوار ** ما زنده ي شما را دوست تر مي داريم
دانشگاهيان كه زندگي سازند ** به همين زيبايي دايره ي جهنمي را مي شكنند تا مگر از اين پس براي زندگان دست بزنيم و گل سرخي تعارٿ شان كنيم
امسال به سراغ مدير برنامه هاي راديو ايران و من شاعر رفتند
دوباره اما رسانه ها نيامدند
چرا كه كارهاي واجب تري داشتند
حتي خبر اهداي دكتراي اٿتخاري به دو ايراني ** از سوي يك دانشگاه امريكايي ** دوباره آش دهان سوزي نبوده است
فروش خاك و پرچم و قالي را عشق است
بگذاريد يك بار ديگر بگويم كه در همه ي اين سال هاي اندوهبار ** فقط و فقط مهدي ذكاييو نشريه اش در كنار ما بوده است
فقط او دل نگران كار ما و ترانه ي نوين بوده است
براي سپاس گزاري از او ** واژه كم مي آورم ** اين را نوشتم كه بدانيد چه رسانه هاي با خبري داريم
مراسم دانشگاهي به چه دردتان مي خورد ** حلوا بفرماييد ** و گرنه سرد مي شود از دهان مي اٿتد ** حلوا را عشق است
سبز باشيد - سبز و آفتابي
..........................................................................................................................................
+
نوشته شده در جمعه
1388/11/16ساعت 16:1 توسط اديب رشنو زاده
|